كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
63
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
لَيْسَ عَلَيْكُمْ نيست بر شما جُناحٌ گناهى أَنْ تَبْتَغُوا در آنكه طلب كنيد در موسم حج فَضْلًا روزى مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار خود بهواسطه تجارات جمعى از عرب تاجران را كه به حج آمدندى مىگفتند « واج لا حاج » يعنى اين آينده است بىحاصل حق سبحانه فرمود كه سودا و معامله ايشان را از فيض حج بىبهره نمىسازد به شرط آنكه مقصد اصلى و مقصود كلى حج باشد فَإِذا أَفَضْتُمْ پس چون برگرديد مِنْ عَرَفاتٍ از موضعى كه آن را عرفات گويند بجهة آنكه حوا و آدم آنجا به حال همديگر متعارف شدند فَاذْكُرُوا اللَّهَ پس ياد كنيد خداى را بتهليل و تلبيه عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ نزديك مشعر حرام و آن موضعى است معين ميان عرفات و منى كه آن را مزدلفه گويند وَ اذْكُرُوهُ و ياد كنيد او را درين مكان يادكردنى نيكو كَما هَداكُمْ همچنانكه شما را راه نمود بمناسك حج وَ إِنْ كُنْتُمْ و به درستى كه بوديد شما مِنْ قَبْلِهِ پيش از هدايت حق يا قبل از بعث هادى مطلق كه محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه السلام است لَمِنَ الضَّالِّينَ از جمله راهيافتگان ثُمَّ أَفِيضُوا پس بازگرديد خطاب با قريش و حلفاى ايشان است كه همه عرب را وقوف به عرفات بودى و ايشان در مزدلفه واقف شدندى و بدين صورت ترفع كردندى بر خلق و تنگ داشتندى از مساوات موقف و در افاضت نيز به راه ديگر بازگشتندى حق سبحانه ، فرمود كه بازگرديد مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ از آنجا كه بازميگردند همه مردمان وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ و طلب آمرزش كنيد از خداى إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ بتحقيق كه خداى آمرزنده است گناهان گذشته مستغفران را رَحِيمٌ مهربان است بر آن كه حج بگذارد فَإِذا قَضَيْتُمْ و چون حج بگذاريد و بجاى آوريد مَناسِكَكُمْ كارهاى حج و لوازم آن را فَاذْكُرُوا اللَّهَ پس ياد كنيد و ثنا گوئيد خداى را كَذِكْرِكُمْ همچو ياد كردن شما آباءَكُمْ پدر ان خود را رسم جاهليت آن بود كه اشراف عرب بعد از فراغ مناسك حج در پيش حرم يا ما بين مسجد منى و جبل الرحمة بايستادندى و به رفعت نسبت و شهرت حسب آبا و اجداد مفاخرت كردندى حكم شد كه چنانچه پدران خود را ياد مىكنيد خداى را ذكر كنيد أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً بلكه فراوانتر و بزرگتر از ان زيرا كه او پدران شما را بدان مناقب و مراتب اختصاص داده بود فَمِنَ النَّاسِ پس از مردمان مَنْ يَقُولُ كسى هست كه مىگويد رَبَّنا اى پروردگار ما آتِنا فِي الدُّنْيا بده ما را در دنيا و فلان چيز يعنى متاع محقره دنيا مىطلبند وَ ما لَهُ و نيست خواهنده دنيا را فِي الْآخِرَةِ در آن سراى مِنْ خَلاقٍ هيچ نصيبى و بهره اگر داعى كافر است از نعمت آن سراى بىنصيب افتاده اگر مؤمن است چون ديگر مؤمنان بهره ندارد وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ و از مردمان كسى باشد كه بگويد رَبَّنا آتِنا اى پروردگار ما عطا كن ما را فِي الدُّنْيا حَسَنَةً درين سراى نيكوئى يعنى توفيق طاعت وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً و در ان سراى نيكوئى يعنى تحقيق امنيت و گفتهاند حسنه اين جهان قناعت است و از ان سراى شفاعت وَ قِنا و نگاهدار ما را عَذابَ النَّارِ از عذاب آتش دوزخ مرتضى على كرم اللّه وجهه فرموده حسنه اين جهان زن صالحه است و حسنه آن عالم حورى پسنديده و عذاب النار زوجه ناشايسته درشتخوى سختگوى مثنوى زن بد در سراى مرد نكو * هم درين عالم است دوزخ او زينهار از قرين بد زنهار * و قنا ربنا عذاب النار